میدانم
دلهره های تورا خوب میفهمم
اما نمیدانم میان آنهمه نگاه پر مهر
کلام گزنده ات را چه کنم ؟
از تو گلایه کنم یا از روزگار ؟
از ثانیه هایی که عمر مرا نشان میدهند
از عقربه هایی که نبودنت را میشمارند
نمیدانم هراس این روزها برایت چگونه است
اما من آرامم
درونم آرام است
روزهای باقیمانده را یکی یکی خط میزنم
تا به تاریخ همیشه یکی شدنمان برسم
دلهره هایت را اندکی کم کن
بگذار هوایی تازه بیاید
این زندگی ما نیاز به تازگی دارد