روزانه های من

مینویسم تا گریه نکنم ...

روزانه های من

مینویسم تا گریه نکنم ...

سال نو - درد کهنه

سال نو شد  

 

خانه ها تمیز تر شدند 

 

لباسهایمان نو شدند   

کفشهایمان نو شده اند

 

اما این دل خسته ما هنوز دردش کهنه و قدیمیست 

 

این روزها وقتی به لبخند ادمها نگاه میکنم  

هم شاد میشوم که شادند 

هم دلم میگیرد  

 

آنها که تازه زندگی جدیدشان را شروع کزده اند  

 

برایم اندکی غبطه میاورند  

 

غبطه از اینکه کاش ... 

 

این دل خسته ما  

 

دردش عجیب درد است  

 

به که میتوان گفت دردی را که کسی نمیفهمدش  

 

نمیشنودش 

 

یا نمیخواهد باور کند درد است  

 

تنها شده ام 

تنها تر از همیشه 

تنها تر از روزهای تنهایی ام 

خدایا سال نو را برایم نو کن 

 

لباس نو نمیخواهم 

کفش نو نمیخواهم 

 دل نو میخواهم و شادی نو 

زندگی نو 

زندگی نو 

زندگی نو