آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت
عمر بی حاصل ما اینهمه افسانه نداشت
امشب تازه فهمیدم کجای کارم . چقدر سخت بود . با اینهمه سفارش و خواهش بالاخره رفت
خوب فهمیدم زندگی مشترک یعنی چی .
اذن و اجازه رو خوب فهمیدم یعنی چی
دلم شکست
بدجوری دلم شکست
چقدر براش بی اهمیت بودم
میگفت دلیل منطقی بیار !!!!!
دلیل منطقی یعنی ساعت ۶ خونه بودن
دلیل منطقی یعنی بی اذن و اجازه ...
دلیل منطقی یعنی هرچی تو بگی بگم چشم
هرچی من بگم تبدیل بشه به یه بحث و جدل
بحثی که اخرش من باید معذرت بخوام
چقدر زندگی با تو سخته
اصلا زندگی با ادم دوم سخته
امشب از ته دلم دلم برای خودم سوخت
کاش میشد نسبت به تو بیخیال شد
کاش میشد برگشت به سال ۸۵ و ۸۶
کاش میشد برگشت
کاش میشد دوباره مال خودم بودم و بس
خدایی اگه خودت حال نداشتی امشب بری به من میگفتی برو
نه نه نه
برای اینکه خودت راحت خوش باشی و به فکر من نباشی به منهم گفتی برم
نه
نه
نه
امشب واقعا از اینکه با تو یکی شدم دلم برای خودم سوخت
درست مثل همون آتیشی که امشب از روش میپرند تا شاد باشن
شاد باش
شاد بمون