تمام شد
امروز هم گذشت و تمام شد
چقدر خسته ام .
هرچی بود خوب یا بد تمام شد
زیاد فکرش ازارم نمیده . شاید این نمره واقعا حق من بود
چیزی که بیشتر از همه امروز خسته ام کرد یه حرفی بود که توی بدترین شرایط
زده شد . نمیدونم اگر ازش گله کنم چه جوابی میشنوم
حوصله بحث ندارم
اصلا حال بحث ندارم .
اینگاری باید به اینجور حرفاش عادت کنم
درست از همون چیزی که بدم می اومد
نمیخوام حرفی بزنم
حرف نزدن بهتر از بحثه . بحث که پیش میاد خیلی حرفای دیگه هم کنارش میاد
اخرش هم این منم که باید معذرت بخوام
برام یه عادت شده
سخته اما باید بهش عادت کنم
خیلی خسته ام
دلم شونه هاشو میخواد که سرمو بزارم و گریه کنم
دلم اغوش گرمشو میخواد که توش ارام بگیرم
خیلی خسته ام
کسی هم امشب خستگی منو درک نمیکنه
خسته ام