همیشه میان من و تو
هاله ای از انتظار بوده
برای رسیدنت
تمامی کوچه های بن بست خدارا
یک به یک پیمودم
و تو سر هر کوچه
برایم به یادگار
یادگاری نشاندی
همیشه میان من و تو
هاله ای از انتظار بوده
و تو از تمامی شمع هایی که برای اتمام این انتظار گنگ سوختند
بی خبر بودی
اینک حاصل تمامی ان روزهای تلخ و شیرین
دستان توست که میتوانم با همه ی وجودم
به گرمی بفشارمش
اینک حاصل تمامی آن پاهای زخمی ام
شانه های توست که میتوان به آن تکیه کنم
و نگاهت را
که میتوانم ساعتها به ان زل بزنم
بی آنکه گناهی باشد
اینک بوسه های تو
آرامبخش ترین داروی دردهای من است
و من با همه ی وجودم به داشتنت خرسندم
و شکر گزار
دوستت دارم