از هر چه که بگریزم
از عشق تو توان گریختنم نیست
گرچه این روزها اندکی رها جو شده ام
اما بدان همچنان ضوق اسارت در این حصار با تو بودن را دل دل میکنم
باورم کن
باور کن این ثانیه های گنک را
که تلنگوری است بر گذشته های بر باد داده ام
گذشته
همه چیزش که خط خطی نبود
باید که از لابلای تقویم ها
روزهای خوش با هم بودن را دوباره مرور کنم
و با نیرویی دو چندان
به این لحظه ها بکشانمش
تو باورم کن