روزانه های من

مینویسم تا گریه نکنم ...

روزانه های من

مینویسم تا گریه نکنم ...

بدون عنوان

  دنیا خدایی دارد که همیشه یادمان دادند که از همان بالا

همه چیز را خوب نظاره میکند

و حساب همه خوبی ها و بدی های مارا یک به یک نگه میدارد

نمیدانم در روزی که به ان روز حساب و کتاب میگویند

من و تو کجاییم ؟

تو کجای آن پل عریض خواهی ایستاد

و من کجای جهنم خواهم سوخت ؟

اما مطئنم که تو نیز وضعی بهتر از من نخواهی داشت

تو باید حساب تک تک لحظات مرا پس دهی

و من باید حساب تک تک کج خلقی هایم با جگرگوشه ات را

میبینی ؟

با یک حماقت

هردو به جهنم خواهیم رسید

دلم از نفرتت لبریز شده

و لحظاتم از کینه ات پر

نه نه

هرگز گمان مبر که تورا خواهم بخشید

حتی لحظه ی مرگت

لعنت بر ذات تو