یادم باشد
باران که میبارد
چترهایم را ببندم
باید این مغز خشکیده ام
تر شدن را تجربه کند
و لبهای ترک خورده ام
بوسه های باران را
یادت باشد
باران که میبارد
تو چترت را بگشایی
تا زیر سایه چتر تو
از هرآنچه مرا به سرما میرساند
به دستان تو پناه برم
یادم باشد
باران که میبارد
با خود نشانه ای بردارم
برای لحظه های گم شدن
یادت باشد
باران که میبارد
تمامی خاطره ها
در دفتری بنویسی
و زیر باران بگذاری
باران
باران
باران
گوش کن
با ما سخن میگوید